دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386- 20:42 - متین
سلام
تعجب نکنین
این یه بازی هستش که مختون رومیزنه
خیلی خشنه
لطفاً از این بازی ها نکنین چون دیوونتون میکنه
هاهاها
...ها..
+ |
چهارشنبه بیستم تیر 1386- 9:25 - متین
بچه ها یعنی " قلب" رو داشته باشین تا بعدش ببینم چه می شه کرد خب من کوچولو ام دیگه پول ندارم که از خودم برم کارت اینترنت بخرم خب
یه چن هفته همتونو کاشتم
فعلن برا معذرت خواهی این قبل
چی
![]()
![]()
![]()
![]()
+ |
پنجشنبه سی ام فروردین 1386- 12:56 - متین
سلام بچه ها چه می کنین در سال جدید؟ بهتون خوش می گذره؟ من که خیلی وقت بود نیومده بودم شرمنده از همه باور کنین همش تقصیره این داداشای ............. خب مام امتحانای میان ترممون شروع شده و باید خوب درس بخونیم آهان فردا می خوایم با آبجی سحر و خاله جون بریم سالن امام خمینی آخه گروه هنری آفرین تهران اون جا جشن بهاران دارن با حضور بازیگر سریال شب های برره اونایی که علاقه مندن بیان می تونن بیان سالن امام خمینی ساعت ۱۸ بلیطشم ۳۰۰۰ تومن هست فک کنم خیلی خوش بگذره حتمن به خاله می گم عکس بگیریم و می یارم می ذارم توی وبلاگ و راستی دوشنبه ی هفته ی پیش فوتبال بازی کردیم و خوشبختانه ۲-۱ بردیم چهار شنبشم از کلاس سوم "ب" ۳-۱ بردیم دیگه کم کم داریم قهرمان مدرسمون می شیم اینم یه چند تا عکس از روز طبیعت: و این یکی هم خیلی باحاله کلیک بفرمایین! خوب امتحاناتونو خوب خوب بدین و مراقب خودتون باشین در اولین فرصت می یام به همه سر می زنم الان باید برم بابای و به امید های
هستش!
و کمتر بشینیم پای کامی جون مخصوصا داداشام که دراسشون سخته
...
.
.
.
...
+ |
دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385- 12:38 - متین
سلام به شما بچه های گلو گلاب خوبین منم خوبم و فعلا همش درس و مدرسست عید نوروزم نزدیکه و من و آبجی سحر براش لحظه شماری می کنیم امسال متاسفانه باید تا ۲۸ بریم مدرسههههههههههه دیشب خاله ها برای منو سحر و امینو ممد ۴ تا ماهی قرمز و خوشگل من و سحرخیلی خوشحال شدیم چون سورپرایزمون کردن منو سحرم ماهی یامونو گفتیم از بقیه جدا کنیم بعدش این ماهیا هی می یومدن روی سطح آب و سحر با انگشتش اونا رو فرو می برد ته تنگ و مامانم می گفت که سحر اینا جاشون تنگه این تُنگ خیلی کوچولوه اونا رو بزار پیش همون دو تای دیگه ولی سحر قبول نکرد منم چیزی نگفتم و گفتم این دفه حرف همون حرف آبجی باشه آخه کوچیک تره صبح مامانم ما رو بیدار کردو ما رفتیم سراغ ماهیا که دیدیم هر دو تاشون مردن سحر خیلی ناراحت شد و گفت همش تقصیره امینه خلاصه ماهی های این دفه ی عیدمون فقط چند ساعت زنده موندن!
؟
و مامان کامپیوترم غد قن کرده و من کمتر باید بیام
!چون آخر ساله و باید خوب درسامو بخونم.
...
و زودتر تعطیل نمی شیم.
خریده بودن.
بعدش اقا هر کی ماهی خودشو انتخاب کرد .
پس توی تنگ جدا گونه(تنگ پارسال)انداختیمشون و امین هی می گفت من می دونم این دوتا تا فردا می میرن ............
وخلاصه اعصاب ما رو خورد می کرد
.
چون امین گفت می میرن تا فردا اونا مُردن
. منم گفتم نخیرم تقصیره خودته چه قد گفتم دست کاریشون نکن تازه جاشونم تَنگ بوده و مردن
!

+ |
چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385- 11:59 - متین
سلام به شما دوستای گلم
مخصوصا علی جونم خوشحالم که بالاخره تونستم بیام وبتو ببینم عزیزم. خب این دفه من یه ذره از خودم براتون می گم و علایقم: من متین .ظ متولد 29 دی ماه 1376 کلاس سوم هستم. درسم خوبه و بیشتر نمره هام بیسته عاشق فوتوشاپ و رد فکشن ، من هانت ،رول کیج ، جی تی ای(یعنی کلا بازی های کامپیوتری چلوکباب ،فوتبال و رنگ های روشنم معمولا بچه ی پر جنبوجوش و شاید کمی شیطونم دلتون بسو وووووزه خب دیروز توی مدرسه جشن اهدای جوایز دانش آموزان رتبه های ممتاز بود و منم از کلاسمون با معدل بیست و رتبه ی اول انتخاب شدم که در عکس زیر دارم می رم جایزمو بگیرم خب دیروز روز خیلی خوبی بود و بالاخره جایزه ی ما رو دادن آخیش![]()

و اگر کمتر بشم خودمو نمی بخشم و قاط می زنم
!
)
.
که البته توی مدرسه واقعا منضبط و آرومم و آقای انواری(ناظممون) خیلی دوسم داره و منو مامور نظم صف و کلاسمون کرده![]()
!
.
...
!
+ |
+ |